
به گزارش شاهوار فردا، امروز شنبه ۱۴ مرداد ماه با مراسمی با حضور جمعی از یادگاران و جاماندگان و رفقای شهدای عملیات مهران در گلزار شهدای شاهرود برگزار شد.
در این مراسم یاد و خاطره شهدا و رشادت ها و از جان گذشتگی هایشان با بیان خاطرات آن روزها از زبان همرزمان و جاماندگان قافله شهادت، مرور و یک بار دیگر به تصویر کشیده شد.

عملیات کربلای یک عملیات تهاجمی سپاه پاسداران علیه نیروهای ارتش عراق در خلال جنگ ایران و عراق بود که در تیر سال ۱۳۶۵ برای ده روز بهصورت گسترده در منطقه مهران انجام شد و با پیروزی نیروهای ایرانی و بازپسگیری شهر مهران به پایان رسید. سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی در عملیات کربلای ۱ در میان همرزمان خود علت ضعف دشمنان را بیان کرد.
ارتش متجاوز رژیم بعث عراق پس از ناکامی در بازپسگیری فاو از رزمندگان ایرانی و برای جلوگیری از حملات گسترده ایران، در پی حملات متعدد در غرب کشور، شهر مهران را به تصرف درآورد و با هیاهو آن را به رخ جهانیان کشید. صدام اعلام کرد مهران مهریه فاو است و تا زمانی که ایران در فاو است، آنها هم محکم و استوار در مهران خواهند ماند.
به دنبال این اتفاق، فرماندهان و رزمندگان ایرانی مجدانه در پی تدارک اجرای عملیاتی برای نابودی و بیرون راندن مجدد قوای عراق بودند که سرانجام با گردآوری نیروی رزمی کافی و تهیه طرحی مناسب، در ۹ تیر سال ۱۳۶۵ عملیاتی با نام «کربلای ۱» به اجرا درآوردند.

به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری فارس استان سمنان، شهید روحانی، شیخ «محمد تهرانی» در ۶ مهرماه سال ۱۳۳۴ در شاهرود متولد شد. وی دیپلم ادبیات گرفت سپس وارد حوزه علمیه شد و در کنار آن به ورزش هم میپرداخت. فوتبال خوبی داشت و با آغاز جنگ وارد جبههها شد و بیش از پنج ماه در جبهه، آر.پی.جیزن بود.
شهید تهرانی در ۱۵ مردادماه سال ۱۳۶۲ در عملیات والفجر ۳ در منطقه مهران بر اثر اصابت ترکش به گردن و بدن به شهادت رسید.
در وصیتنامه او آمده بود کتابهایش را به کتابخانه مدرسه فیضیه قم اهدا کنند که وقتی آنها را جمع کردند، یک نیسان کتاب شد.
در نوشتهها آمده که وقتی کتابهای شهید را تحویل کتابخانه فیضیه دادند، همه تعجب کردند که این کتابها برای کدام عالم ربانی است.
مستند شهید تهرانی نیز در شاهرود با تلاش جمعی از علاقهمندان به سیره شهدا ساخته شده است و ساخت این مستند بهانهای شد تا کمی به ابعاد زندگی این شهید والامقام بپردازیم.

آن روز انگار خورشید تکان نمیخورد
سردار علیاصغر خانی، فرمانده گردان کربلا در دوران دفاع مقدس در این زمینه میگوید: شهید تهرانی در عملیات والفجر ۳ بهعنوان یکی از نفرات شاخص حضور داشت و از چهرههای بارز علمی، عقیدتی، فرهنگی و ورزشی محسوب میشد. او در وجود خودش خصوصیات برتر را رشد داده بود. طلبه، رزمنده و ایثارگری با اخلاص بود که خلوص به تمام معنا داشت.
وی تصریح کرد: شهید تهرانی در وجودش کار کرده و به مرحلهای رسیده بود که هر لحظه خود را مهار میکرد. در مهران دیدیم که روحش از جسمش بزرگتر بود و آنجا که عملیات سخت شد، مثل مرغ سرکنده بالبال میزد که اجازه بدهید به باغ فرخآباد بروم و چهار یا پنج بار پیش من آمد.
خانی بیان داشت: ارتفاعات قلاویزان سقوط کرده بود و ما جلوی مهران حضور داشتیم و سمت راست ما لشکر ۲۱ امام رضا (ع) بود. همه حماسهها در یک روز و یک نقطه به وجود آمد و هر لحظه فکر میکردیم مهران سقوط میکند.
فرمانده گردان کربلا در دوران دفاع مقدس تصریح کرد: میخواستیم خط مهران را باز کنیم. عراقیها فشار آورده بودند. همه رزمندگان جایگاهشان والاست و نمره قبولی گرفته و انتخاب شده بودند؛ اما شهید تهرانی مرد دیگری بود.
خانی بیان کرد: نزدیک ساعت ۱۶ بعدازظهر بود که آمد. یک خاکریز دو متری داشتیم که ۷۰ سانتیمتر شده بود. گلوله آر.پی.جی را باید پرتاب میکردیم و همه پشتیبانان ما هم کاری نمیتوانستند بکنند.
وی ادامه داد: دشمن کمی مانده بود که خاکریز را بگیرد و مهران را فتح کند. گردان کربلا مقاومت میکرد و ظرفیت باغ فرخآباد ۲۰ نفر بود. بعثیها گلوله و خمپاره میزدند و تانکها میآمدند. آخرین بار در گوش من حرفی زد و گفتم برو! با تندی رفت و احساس کرد ناراحت شدهام. آمد و روبوسی کرد تا من راضی باشم.
این فرمانده دوران دفاع مقدس افزود: باغ فرخآباد فقط آتش و دود و سروصدا بود و تانکها به ۱۰۰ متری ما رسیده بودند. گاهی وقتها صدای شیخ محمد و احمد رضایی را میشنیدم. در گردان کربلا ۴۰۰ نفر از شاهرود بودند و کمترین شهید را دادیم.
خانی بیان کرد: آن روز انگار خورشید تکان نمیخورد و به ما یک سال گذشت. دو سه بار فکر کردم خط سقوط کرده است. این شهدا چه کار کردند و چه یلهایی بودند که مقاومت میکردند؟
وی تصریح کرد: شهدا هیچ وقت به فکر دنیا نبودند و با همه وجود در فکر دفاع از میهن و اسلام بودند. آنها با تمام وجود از انقلاب و اسلام دفاع کرده و شهیدانی نظیر شیخ تهرانی خون دادند تا راه کربلا باز شود.
این فرمانده دوران دفاع مقدس افزود: ما آن زمان در غربت و مظلومیت واقعی بودیم. تانک T-72 مقابل آر.پی.جی؛ یعنی اسلحه در مقابل قاشق و بچهها این را میدانستند؛ اما ایستادند و پیروز شدند.
خانی گفت: یک ساعت به غروب کار داشت که یک گلوله تانک مستقیم بهسوی خاکریز رفت. فاصله ما با آنها ۸۰ متر بود. دو سه نفر شهید شدند که شهید تهرانی جزو آنها بود. شهدا جنازههایشان ماند تا هوا تاریک شد.
فرمانده گردان کربلا در دوران دفاع مقدس ادامه داد: چند روز بعد از عملیات والفجر ۳ به منزل شهید تهرانی رفتم. پدرش من را ندیده بود. وقتی وارد شدم، فضا سنگین بود. به من گفت تعریف کن محمد چگونه شهید شده است و این بسیار سخت بود.

تعجب میکردیم که او دیگر کیست؟
سردار محمدحسین بابایی، فرمانده فعلی سپاه کربلای استان مازندران و از یادگاران دفاع مقدس و فرماندهان موفق سپاه که اهل شهرستان شاهرود است، هم میگوید: در دهه ۵۰ تعداد زیادی از جوانان شهرستان شاهرود با تشکیل گروههای کوچک مشغول مبارزه بودند و عزیزانی نقش محوری داشتند.
وی تصریح کرد: ما از سال ۱۳۵۳ وارد این جمع شدیم و با افرادی چون هاشم صدری، شعبانی، قندهاری و حمیدزاده و تعدادی دیگر فعالیت میکردیم؛ اما بین همه اینها، با محمد آقا که بعداً به «شیخ محمد» مشهور شد، ارتباط خوبی گرفتم.
این فرمانده دوران دفاع مقدس بیان کرد: این افراد مشغول مبارزه بودند و انقلاب که پیروز شد، برخی در مسیر فعالیتهای انقلابی ماندند و تعدادی هم زندگی معمولی خود را ادامه دادند و شیخ محمد تهرانی جزو برنامهریزها بود.
بابایی بیان داشت: طراحیهای مقابله با ارتش و پاسبانهای زمان شاه را او صورت میداد. اقدامات خوبی انجام دادیم. در مسجد صاحبالزمان (عج) به حزب رستاخیز حمله کردیم و کیوسک شهربانی را آتش زدیم.
وی تصریح کرد: شیخ محمد در کنار کادرسازی درخشید و تیم فوتبال داشت. الزاماً هفتگی برنامه قرآن داشت و هر چند تعدادی شهید شدند، باز هم تأکید بر کار فکری روی جوانان در مسیر ورزش داشت تا ساخته شوند.
این فرمانده دوران دفاع مقدس اضافه کرد: این شهید برای جبهه دغدغه داشت. فردی بسیار بصیر بود و وقتی بنیصدر روی کار آمد، او را شناخته بود.
بابایی افزود: شهید تهرانی روزنامه انقلاب اسلامی را چاپ میکرد و همه همت خود را در مسیر انقلاب قرار داد و گفت دانشگاه جای من نیست و به حوزه علمیه کوچ کرد و در درس خواندن منظم بود؛ آنطور که تعجب میکردیم او دیگر کیست؟
وی افزود: وقتی جبهه میرفت، سفارش میکرد که سخنان اساتید را ضبط کنید که در درس عقب نماند. فردی منظم بود که چندوجهی و چندبعدی کار میکرد و اگر امروز بود، باز کادرپردازی او ادامه داشت.

افسوسی برای نرفتن!
سردار عبدالرحیم ابراهیمیان، فرمانده پدافند هوایی ۱۰ محرم شاهرود هم میگوید: شهید بصیر و هدایتگر، شیخ محمد تهرانی و همه شهیدان و خانوادههایشان چشم و چراغ ملت هستند.
وی تصریح کرد: جانبازان، بسیجیان و فرماندهان قدر شهدایی امثال شهید تهرانی را بهخوبی میشناسند؛ امروز باید بتوانیم مسیری که شهدا پیمودند و برای ما ترسیم کردند، را بپیماییم و شرمنده شهدا در روز جزا نباشیم.
فرمانده پدافند هوایی ۱۰ محرم شاهرود گفت: خیلی از پدران و مادران شهدا امروز میگویند که افسوس میخورم چرا فرزندمان رفت و ما نرفتیم و اگر باز هم جنگ شود، بچههایمان را به جبهه میفرستیم.

وظیفهای برای امروز؛ مستندسازی برای آینده
روحالله فخرو، نویسنده و کارگردان اثر «شیخ محمد» هم میگوید: پروژه ساخت فیلم شهید شیخ محمد تهرانی در سال ۱۳۹۵ در ستاد کنگره بزرگداشت سه هزار شهید استان سمنان کلید خورد و مصاحبه در شهرهای تهران، سمنان و شاهرود ۶ ماه طول کشید.
وی تصریح کرد: فاز دوم در انتخاب بازیگری بود که نقش شهید شیخ محمد را با چهرهپردازی ایفا کند؛ از میان حدود ۵۰ نفر، یک نفر انتخاب شد و برای بازسازی صحنههای جنگ و عملیات والفجر ۳ با مشقت زیاد و بعد از هشت ماه توسط نیروی زمینی سپاه، ۱۰ دستگاه تانک، ۵۰ هنرور و ۲۰ نفر نیروی نظامی و خدمه بهکارگیری شدند.
کارگردان اثر شیخ محمد ادامه داد: برای انفجارها، مدیران مجرب جلوههای ویژه سینمایی بهکارگیری شدند و در تیپ ۲۱ زرهی رمضان تهران، بعد دو هفته پیشتولید، دو روزه فیلمبرداری شد.
فخرو ادامه داد: فاز دوم مربوط به شلیک به سمت تانکها بود که با همکاری گروه پدافند هوایی ۱۰ محرم در منطقه طرود انجام شد.
وی تصریح کرد: فاز سوم مربوط به صحنههای عمومی جنگ، در پادگان گروه ۱۰ محرم فیلمبرداری و صحنههای زندگی شهید شیخ محمد در شاهرود و بسطام بازآفرینی شد و در بخشهای مختلف، بیش از ۱۵۰ هنرور نقشآفرینی کردند که ۷۰ نفر از این افراد نیروهای رسمی سپاه بودند.
به گفته نویسنده و سازنده فیلم روحانی شهید شاهرودی، مستند شیخ محمد بدون شک اولین مستندی است که در طول این سالها در استان سمنان با ابعاد گسترده ساخته شده و امید است این قدم بزرگ که توسط ستاد کنگره سه هزار شهید استان سمنان برداشته شده آغاز راهی برای ساخت مستندها و مجموعههای بزرگتر و غنیتر از گنج بیپایان شهدا و دفاع مقدس باشد.

شهدا تنها نمیمانند
عبدالرحیم فریدون، رئیس ستاد کنگره بزرگداشت سه هزار شهید استان سمنان نیز با بیان اینکه از سال ۱۳۷۹ در استان سمنان فعالیت ستاد کنگره شهدا را شروع کردیم، افزود: در ابتدا، کار جمعآوری آثار شهدا آغاز و جمعآوری آثار حدود یک هزار و ۶۰ شهید شاهرود انجام شد.
وی تصریح کرد: جمعآوری و تألیف کتاب فرهنگنامه شهدای شاهرود در دست اقدام و حدود ۵۰۰ پرونده شهدا در حال پیادهسازی، تألیف و نگارش است.
رئیس ستاد کنگره بزرگداشت سه هزار شهید استان سمنان با اشاره به رونمایی ۱۲ جلد کتاب فرهنگ شهدای دامغان بیان کرد: فرهنگنامه شهدای دامغان بهزودی رونمایی خواهد شد.
فریدون با تأکید بر اینکه تنها استان کشور هستیم که برای تمام سه هزار شهید شروع به کار نگارش و تألیف کردیم، افزود: شهدا از تمام اقشار هستند و تاکنون فرهنگ شهدای سمنان، گرمسار و آرادان چاپ شده و همه شهدا پرونده دارند و هیچ شهیدی از قلم نیفتاده است.
وی با بیان اینکه در پرونده شهدا که نگاه میکنیم به مطالبی برمیخوریم که در آن دوران کمتر مورد توجه بوده است، به مستند ساختهشده درباره شهید تهرانی اشاره کرد و افزود: در مورد شهید شیخ محمد تهرانی، وقتی زندگی شهید را قبل و بعد از انقلاب و دفاع مقدس بازگو میکنند، متوجه میشویم انسان عجیبی بوده که نمیتوان راحت از کنار این شهدا گذشت.
رئیس ستاد کنگره بزرگداشت سه هزار شهید استان سمنان گفت: دیگران باید بدانند شهدایی نظیر شیخ تهرانی آدمهای معمولی نبودند و اهل بصیرت و علم بودند؛ گرچه در فیلم نمیشود حق مطلب را بیان کرد.
فریدون تأکید کرد: همه تلاشها برای این است تا به نسل آینده فرهنگ ایثار و شهادت منتقل شود تا آیندگان نگویند از شهدا چه مانده است و در حد توان سعی میکنیم تا بهصورت کتاب و فیلم و مستند این موارد بین نسل جوان ترویج شود.

برخی ها بیمعرفت هستند
یک فرمانده دوران دفاع مقدس هم درباره اینکه امروز چه وظیفهای در مقابل رشادتهای شهدا و خانوادههایشان داریم و باید چگونه عمل کنیم، میگوید: ما در آن شرایط کشور را حفظ کردیم. سال ۶۲ سال سختی بود؛ اما ماشین جنگ را به جلو بردیم و کشور را حفظ کردیم.
سردار علیاصغر خانی بیان کرد: ما مقاومت و ایستادگی و به خدا توکل کردیم و امروز کمی از آن روزها فاصله گرفتهایم.
وی تصریح کرد: ایستادگی شهدا بود که کشور را نجات داد. الآن هم بحثهایی مطرح است که دشمنان میخواهند کشور را به آتش بکشند و بهترین راه رویارویی با آنها این است که با فرهنگ مقاومت، ایثار و ازخودگذشتگی راه شهیدانی چون شهید تهرانی را ادامه دهیم که میگویند محکم و استوار باشید و نگاهتان به ولایت باشد.
این فرمانده دوران دفاع مقدس اضافه کرد: مثل زمان جنگ که نگاه میکردیم امام خمینی (ره) چه میگوید و همه اطاعت میکردند، امروز هم باید در مسیر ولایت بوده و نگران هیچ چیز نباشیم.
خانی اضافه کرد: امروز کسانی که حرفهای نامربوطی درباره جنگ، جانبازان و شهدا میزنند، بیمعرفت هستند.
راهی که ادامه دارد . . .
راه شهیدانی نظیر شیخ محمد تهرانی هنوز هم ادامه دارد و افراد بسیاری هستند که در این مسیر پرخطر قدم نهادهاند و تمام وجود خود را وقف آرمانهای انقلاب و نظام اسلامی کردهاند.
شهید تهرانی یک نمونه زیبا از دهها یا شاید صدها و هزاران ایثارگری است که تلاش کردند تا خدشهای به اسلام و ایران وارد نیاید و این جاده طولانی امروز هم راهروانی میخواهد که با صلابت ادامهدهنده راه پیشینیان باشند.
عملیات مهران:

این منطقه عملیاتی از جنوب به ارتفاعات قلاویزان، از شمال به ارتفاعات نمه کلان کوچک، از غرب به امتداد غربی ارتفاعات قلاویزان و پاسگاه مرزی بهرام آباد و از شرق به جاده مهران – دهلران منتهی میشد. تلاش اصلی بر انجام عملیات از محور ارتفاعات قلاویزان و یالهای آن تا رودخانه گاوی در نظر گرفته شد.
ساعت ۲ بامداد روز شنبه ۲۷ اردیبهشت سال ۱۳۶۵ با اجرای آتش شدید توپخانه ارتش عراق روی مواضع رزمندگان اسلام هجوم به منطقه مهران آغاز شد و پس از اجرای سی دقیقه آتش سنگین و گسترده یگانهای تحت امر لشکر ۱۷ زرهی به همراه ۵ تیپ پیاده هجوم خود را از دو محور آغاز کرد.
در محور اول (جنوبی)، تیپهای ۴۱۷ پیاده و ۷۰ زرهی در حالیکه تیپ ۴۴۳ پیاده در احتیاط آنها قرار داشت، از سمت ارتفاعات قلاویزان حرکت و در محور دوم (شمالی) تیپهای ۹۲ و ۶۰۶ پیاده و تیپ ۵۹ مختلط حمله خود را از ارتفاعات نمه کلان بو با هدف تصرف ارتفاعات کله قندی تنگه کنجانچم _ جاده آسفالت مهران _ ایلام و منطقه مهران آغاز کردند.
از سوی دیگر، نیروهای ارتش جمهوری اسلامی که پدافند (حفاظت و دفاع) از منطقه مهران را بر عهده داشتند با درگیری دفاعی سنگین و تقدیم حدود ۴۰۰ تن شهید، ۹۸ مفقودالاثر، ۱۸۰ مجروح و ۹ شهید و با به جا گذاشتن تعدادی از تجهیزات و سلاحهای سبک و سنگین، خودرو، توپهای ۲۳ میلیمتری و تانک نفربر به جا مانده یا منهدم شده یا به غنیمت عراقیها درآمده عقبنشینی کرد.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز که برای مقابله با تهاجم دشمن ۱۸ گردان وارد عمل کرده بود متحمل ۷۰ تن شهید، ۶۶۶ مجروح، ۱۲۳ تن مفقودالاثر و هشت تن اسیر که در نهایت مهران به اشغال دشمن درآمد.
جنجال تبلیغاتی عراق در پی اشغال مهران
پس از اشغال شهر مهران، رادیو عراق طی اطلاعیهای به تبیین و تشریح علت تغییر سیاست ارتش عراق از پدافند (دفاع) به آفند (تهاجم) در مناطق حساس پرداخته و اظهار کرد که اکنون سپاههای مختلف عراق از حالت دفاعی به تهاجم درآمده است، در حالی که تنها سپاه هفتم جلوی ایران را در فاو فاصله گرفته است.
عراق اقدام به تصرف مهران کرد که ایران فکر نکند ما ضعیف هستیم اما اعلام میکنیم در همین حال، حاضر به عقبنشینی از مهران هستیم در صورتیکه عقبنشینی ایران و عراق به مرزهای بینالمللی و عدم دخالت در مسائل دفاعی داخلی یکدیگر صورت گیرد و عقبنشینی ایران از شهر فاو در مقابل عراق از مهران خواهد بود و فعلاً شهر مهران را در اشغال خود نگه میداریم.
حکومت صدام در اولین روز اشغال مهران با انتشار اطلاعیهای نظامی در خصوص تصرف شهر مهران توسط عراق در ساعت ۱۹ و ۳۰ دقیقه همان روز تبلیغات پرهیاهوی را به راه انداخت: توپخانه ارتش عراق در ۱۲ شهر ۱۲ گلوله توپ شلیک کرد و دولت عراق سه روز تعطیلی عمومی اعلام کرد. رادیو و تلویزیون عراق با قطع برنامههای عادی خود جشن و پایکوبی و تبلیغات گستردهای را به راه انداخت. مردم در شهرها تظاهرات کرده و آزادی فاو را در مقابل آزادی مهران خواستار شدند.
همچنین برخی دولتهای عربی منطقه همگام با دولت عراق یک روز تعطیلی عمومی اعلام کردند و مردم را به شادی و پایکوبی فراخواندند. رادیو و تلویزیون و نشریات عراق از اشغال مهران چنان حماسهای ساختند که گویی ارتش عراق دوباره شهر خرمشهر یا پایتخت ایران را فتح کرده است. دشمن با راهاندازی جنگ روانی و تبلیغات گسترده اعلام کرد که مهران را در مقابل فاو پس میدهیم.
اشغال مجدد مهران

با توجه به اهمیت آن به عنوان شهر مرزی و تبلیغاتی که عراق در سطح بینالمللی به راه انداخته و مهران را معادل فاز دانسته و خروج از آن را مشروط به عقبنشینی نیروهای ایرانی از فاو کرده است و اینکه مهران سخت مورد توجه متجاوزگران است و آنها با حساسیت شدید تحرکات ایرانیان را در منطقه زیر نظر داشتند، تبلیغات روانی دشمن نیز بر خلاف مقصودش سبب شد که رزمندگان ایرانی برای بازپسگیری مهران، بیش از پیش تهییج و تحریک شوند و آزادسازی مجدد مهران در اولویت قرار گیرد، به ویژه که بیم آن میرفت، این حادثه بزرگ افتخارات رزمندگان در عملیات والفجر ۸ را تحتالشعاع قرار دهد.
از طرفی دیگر تحرکات ارتش عراق حمله به منطقهای دیگر را احتمال میداد که در این صورت افزون بر بحرانیتر کردن اوضاع، تلاش برای اجرای عملیاتی گسترده در آینده را خنثی میساخت و به تضعیف توان نظامی و روحیه رزمندگان اسلام و تشدید شایعات و جو نامطلوب در داخل کشور میانجامید. به همین دلایل، اقدامات بازدارنده ضروری به نظر میرسید. فرماندهان ارتش و سپاه راهحلهای متعددی از جمله پرهیز از عملیات آفندی، حفظ وضع موجود و تمایل به پدافند و استفاده از نیروهای سپاه برای عملیات را در جلسات پیشنهاد دادند.
مسئولان نیروی زمینی ارتش معتقد بودند در موقعیت کنونی باید پدافند کنیم زیرا عراق با نیروهای سازمان یافته و احتیاطی که در تمام ردهها دارد، میتواند به سایر محورها در هر نقطه که بخواهد حمله و پیشروی کند و ارتش در وضعیت موجود به تنهایی توانایی دفاع از خطوط پدافندی را هم ندارد. به همین دلیل پیشنهاد میکنند که به طور کلی آفند کنار گذاشته شود و با بهکارگیری همه نیروهای مانوری و غیره به پدافند بپردازد و سپاه نیز نیروهایی را در اختیار ارتش قرار دهد تا از آنها بهصورت گردانهای احتیاط استفاده کند.
در مقابل فرماندهان سپاه پاسداران بر این عقیدهاند که عنصر منتظر در جنگ همیشه بازنده است، زیرا در چنین وضعیتی، میدان و شرایط جنگ را طرف مقابل انتخاب و به ما تحمیل میکند و اعتقاد داشتند که آفند بهترین پدافند است، زیرا تلفاتی که در پدافند متحمل میشویم، از تلفاتی که در آفند میدهیم بیشتر است. ضمن اینکه اتخاذ موضع انفعالی خطرهای متعددی را برای نیروها و جنگ به دنبال خواهد داشت. لذا فرماندهان کل سپاه ضمن بیان اهمیت مساله و یادآوری تأکید حضرت امام بر آزادسازی مهران یگانها را در جهت آمادگی برای عملیات ترغیب میکند.
فرمانده وقت سپاه در جمع فرماندهان یگانهای عملیاتی و مسئولان قرارگاه نجف اعلام میکند: حضرت امام مصراً در پی بازپسگیری شهر مهران هستند و چندین بار پرسیدهاند که مهران چه شد؟ بچهها برای تصرف مهران چه کار کردند؟ به هر صورت با توجه به موارد مطرح و ضرورت اهمیت آزادسازی مهران تکلیف روشن شد، مهران باید آزاد شود.
طرح مانور عملیات کربلای یک

با برگزاری جلسه در قرارگاه نجف اشرف که چهار ساعت به طول انجامید، طرح مانور نهایی تعیین و به یگانها ابلاغ شد. طبق این طرح عملیات در سه مرحله انجام خواهد شد. مرحله اول تأمین ارتفاعات قلاویزان ایران تا روستای امامزاده حسن، مرحله دوم تأمین ارتفاعات جبل حمرین تا شیار میگ سوخته و در امتداد آن تامین روستاهای بهین بهرورزان و هرمزآباد و مرحله سوم تصرف خاکریز والفجر ۳ بود که در روستای فرخ آباد زیر ارتفاعات قلاویزان امتداد داشت و خود به خود در این منطقه مهران نیز تأمین میشد.
کمبود نیرو مهمترین مشکل فراروی فرماندهان سپاه بود. تا آستانه عملیات استعداد کل نیروهای عمل کننده از ۳۵ گردان تجاوز نمیکرد. البته برای تداوم عملیات نیاز به نیروی جدید و تازه نفس بود که مسئولین قرارگاه قولهایی مبنی بر تأمین نیرو به یگانها دادند. در این خصوص فرمانده وقت سپاه خطاب به فرماندهان یگانهای سپاه میگوید؛ شما عملیات را شروع کنید، نیرو سرازیر خواهد شد و ما به شما نیرو میدهیم. بیان اینگونه اظهارات بیشتر به منظور تقویت روحیه تلقی میشد.
ساعت ۲۳ و ۳۷ دقیقه ۹ تیر سال ۱۳۶۵ قرارگاه خاتم الانبیا (ص) مرحله اول عملیات کربلای ۱ را با رمز «یا ابوالفضل العباس (ع)» اعلام میکند. سه ساعت از ظهر روز شنبه ۱۰ تیر میگذرد، منطقه درگیری لحظات آرامی را میگذراند، صدای انفجار گلولههای توپ و خمپاره کمتر به گوش میرسد. مساله بااهمیت پس از ۱۶ ساعت نبرد عدم تحرک سنجیده و نیرومند دشمن در مقایسه با عملیاتهای گذشته است.
عراقیها در عملیاتهای گذشته شب و روز اول عملیات با بهکارگیری نیروها و یگانهای زیاد پاتکهای خیلی سنگینی را اجرا میکردند و این مسئله برای فرماندهان سؤال برانگیز بود که چرا علیرغم ۱۶ ساعت نبرد دشمن هنوز پاتک سنگین و تهدیدآمیزی نکرده است و لذا فرمانده سپاه در تماس با قرارگاه کربلا در جبهه جنوب مؤکداً میخواهد که کاملاً مراقب تحرکات عراق بهویژه در منطقه عملیاتی والفجر ۸ در فاو باشند.
اسحاقی فرمانده قرارگاه کربلا در جنوب با تأیید صحبت فرمانده وقت سپاه میگوید: در انجام عملیات کربلای ۱۲ مورد مشکوک به نظر میرسد: اول به کار نگرفتن نیروهای هوایی و دوم وارد نکردن نیروهای احتیاط (عدم پاتک دشمن).
در عین حال لشکر ۶ و لشکر گارد دشمن به طور طبیعی قرار بود وارد منطقه شوند. بنابراین جای این سؤال است که چرا عراقیها تحرکی انجام نمیدهند؟ آیا در مناطق دیگر قصد حمله به مواضع ما را دارند؟ ولی به هر حال ما با تأکیدات شما در منطقه عملیاتی فاو آمادهباش دادهایم و گفتهایم کاملاً تحرکات و وضعیت دشمن را زیر نظر داشته باشند و بررسی کنند.
در پی تلاشهای بیوقفه تیمهای اطلاعات عملیات و بررسی دقیق وضعیت دشمن یگانها مقرر شد با توجه به کمبود وقت حدالمقدور ضربات را پیدرپی و بیوقفه وارد کنند. لذا با انجام هماهنگیهای لازم ضعف و کمبودهای خود را برطرف ساخته و برای مرحله دوم اعلام آمادگی میکنند.
ساعت ۲۳ و ۳۵ دقیقه تیر یگانها با استقرار در نزدیکترین نقطه به خطوط دشمن آماده عملیات شده و با اعلام رمز و آغاز عملیات، رزمندگان ضمن پاکسازی منطقه و محور عملیاتی خود حرکت در عمق خود را تا رسیدن به هدف اصلی ادامه میدهند و این در حالی است که فرمانده لشکر زرهی عراق به نیروهایش فشار میآورد که در منطقه بمانند.
اثر ضربات سنگین وارده بر دشمن به حدی است که گویی فرماندهان عراقی، اجرای تاکتیکهای جنگ و طراحیها در صحنههای سخت و فشارهای سنگین را فراموش کردهاند و به نظر میرسد، نقشه سنجیدهای برای مانور و ایستادگی ندارند، زیرا فاقد هرگونه آرایش نظامی و تاکتیک جنگی هستند و پیوسته آنها میکوشند تا از تیررس رزمندگان و منطقه نبرد بگریزند.
تهاجم و ضربات سنگین لشکرهای عملیاتی سپاه به دشمن و پیشروی به سمت مهران آنقدر شکننده است که موجب میشود، نیروی هوایی عراق تا این لحظه به جز معدود بمبارانهای پراکنده فعالیتی نداشته باشد. توپخانه و زرهی دشمن هم فعالیت درخور توجهی از خود نشان نداده است. در واقع عملکرد غافلگیرانه فریب و سرعت عمل رزمندگان ایرانی چنان مؤثر و موفق بوده که نیروهای ارتش عراق فرصت بازسازی خود را نیافتند. لذا نیروی هوایی عراق و توپخانه هجمه سنگینی از حملات بمباران و آتش توپخانه را برای جلوگیری از ورود رزمندگان به شهر مهران به اجرا درآورد.
ساعت ۷ صبح ۱۲ تیر سال ۶۵ عملیات در همه محورها همچنان با هوشیاری و جدیت فراوان ادامه دارد. پس از تثبیت و تحکیم مناطق آزاد شده در ساعت ۸ صبح با وجود شکست نیروهای عراقی هنوز منطقه عملیاتی از نظر نیروهای ایرانی در هالهای از ابهام است.
چرا عراقیها اینقدر سخیف و بیمایل و همانند نیروهای آماتوری که از جنگ هیچ سررشتهای ندارند عمل میکنند؟ چرا جنگندهها و توپخانههای آنها فعال نیستند؟ چرا تحرکی از سوی یگانهای عراق صورت نمیگیرد؟ بناگاه از طریق بیسیمها به قرارگاه اعلام میشود که شاهد عقبنشینی بدون سازمان و آشفته نیروهای عراقی هستیم و از طریق قرارگاه به فرماندهان یگانهای منطقهای باغ کشاورزی اعلام میشود که بدون فوت وقت، فرصت را غنیمت شمرده و با گشودن معابر در میدانهای مین و با کمک سایر رزمندگان به تعقیب دشمن در این منطقه بپردازند.
با فرار و عقبنشینی نیروهای دشمن از محور عملیاتی باغ کشاورزی رزمندگان ضمن تصرف مواضع متجاوزان و به اسارت درآوردن جمعی از نیروهای دشمن، مقادیر زیادی غنائم به دست آورده و با سرعت به تعقیب دشمن میپردازند. در این هنگام شماری از نیروهای دشمن که در حال فرار هستند، به فرماندهان خود اعلام میکنند که پیشروی ایرانیها به طرف مرز و مناطق بدره و زرباطیه به سرعت در حال انجام است.
لذا دو گردان از مهندسی دشمن مأمور میشوند که در منطقه زرباطیه در خاک عراق خاکریزهایی را برای دفاع احداث کنند و با استقرار یک تیپ به دفاع از زرباطیه بپردازند که در نهایت این روند عقبنشینی دشمن، منجر به آزادسازی شهر مهران و استقرار دشمن در خطوط دفاعی داخل خاک عراق میشود.
نتایج عملیات کربلای یک
ده روز جنگ و مقاومت در مهران نتایجی از جمله آزادسازی ۱۷۵ کیلومتر مربع از خاک ایران و عراق، آزادسازی جاده دهلران – مهران – ایلام، آزادسازی شهر مهران و هشت روستای آن، آزادسازی ارتفاعات حساس و مهم قلاویزان و همرین و دو پاسگاه مرزی و در دید تیر قرار گرفتن عقبههای دشمن از جمله شهرهای بدره و زرباطیه را به دنبال داشت.
علت ضعف دشمنان در «عملیات کربلای یک» از زبان سپهبد شهید «سلیمانی»
سردار شهید حاج قاسم سلیمانی در نهم تیر سال ۱۳۶۵، همزمان با شروع عملیات آزادسازی مهران در میان نیروهای لشکر ۴۱ ثارالله از گنجینه نیروی ایمانی رزمندگان ایرانی در برابر دشمن تا بن دندان مسلح و تأثیر آن بر پیروزی جبهه حق بر باطل سخنرانی کرد.
در این صوت میشنویم: «برادران، توجه داشته باشید که خدا با ماست. دشمن ما یک دشمن ترسو و بزدل است. اینکه امکانات، تجهیزات، آموزش و فکر نظامی دارد را هیچکس انکار نمیکند اما دشمن ما یکچیز ندارد و آن یک چیز را که ندارد، انگار هیچچیز ندارد که آن ایمان است.
یک چیز و یک مرض در دشمن ما وجود دارد و آن ترس از مرگ. به خدا عراقیها آنچنان از مرگ میترسند که حساب ندارد و این عامل و این مرض در هرکجا باشد باعث شکست میشود.»